مادرِ من !

این یک مکالمه واقعی است!

من: یک خبر بد دارم..

مامان: چی شده؟

من: نمی تونم بگم ..[به همراه ادا اطوار ِ معمول و آه و ناله یِ الکی]

مامان: چیزی شکوندی؟

من: مامــــــان!!

مامان: زهر ِ مار.. چی شکوندی؟

من: نمی تونم بگم..

مامان: پارچ رُ که بازار خریدی پریروز شکوندی؟!

من: مامــــــــان!!

مامان: زهر ِ مار.. نگفتم نخر اینا نازکن مقاوم نیستن؟

و خداوند مامان ها را بسیار بسیار باهوش خلق کرد.. حتا از پشت تلفن!!

 

/ 12 نظر / 65 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ف@طمه

[نیشخند]بنازم مامانتوووووووووووو [نیشخند]

بازیگوش

ینی گلدونه چی؟با ادب کردن تو مخالفه؟؟؟ نچ نچ فک نمیکنم[عینک][نیشخند][مغرور]

هانیه

اییییییییییییول ب مامان باهوش[خنده]

omid1977

شما هم ماماني ميشي يه عمر خون جيگر ميخوري يه دختر عروس ميكني ديگه نفهمي هر قر و اداء و اطوارش چه معني ميده كه بايد بري بوق بزني!!![عینک] ايكون امان از دست مادرها بالاخص مادرهاي دختردار!!![خنثی]

omid1977

هانيه امروز شنبه است ها؟ پس از يلدا و آذر خوبي ها[پلک]

گلدونه

[خنده] وقتي اين جور مواقع به مامانم ميگم چقد باهوشي ميگه كور شه بقالي كه مشتريشو نشناسه[خنده]

ساحل

[خنده]خیلی باحال بود دقیقا مامان منم همینجوره اصلا دلداری نمیدن،تازه من زبون درازی هم میکنم که من خودم اعصابم خورده[پلک]

سجاد

چقدر دلم برای اینجا تنگ شده بود

زینب

جالب بود ! بله الکی نیست میگن بهشت زیر ....[گل]