سال نو مبارک

سال 91 هم سر رسید ، چند روزه دارم فکر می کنم به اینکه چه طور بود ، یک بار هم این آخری ها سر کلاس هر کس می گفت چه طور بود براش، گفتم واقعا هیچ نکته ی خاص و اتفاق برجسته ای برام رخ نداد، اون طور که فکر می کردم پیش نرفت، مخصوصا آخرهاش که اصلا جالب نبود!

امیدوارم سال جدید برای همه و اون آخرها هم برای خودم سال پر از موفقیت باشه، طوری که آخر سال خواستیم نام ببریم لااقل به اندازه ی انگشتان دست بشه بهش اشاره کرد!

سال نو تا یک ساعت و نیم دیگه مبارک، هر روزتون نوروز .. نوروزتون پیروزلبخند

  

ساعت ۱:٥٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ اسفند ۱۳٩۱

منُ دندون پزشکی :(

رفتم دندون پزشکی جرم گیری کنم، لازم به ذکره این دومین باره در طول عمرم میرم ، دفعه ی قبل هم جرم گیری بود! کلی نذرُ نیاز کردم مشکلی نباشه و همه شون سالم باشن؛ خیلی میترسم از دندون پزشکی؛ معاینه کرد گفت سالمه همه چی ولی عکسم بنداز که مطمئن بشم، حالا عکس انداختم میگه چهار تا عقلتُ بکش با یکی که از دندون های آسیای پایین که کج ِ رو به داخل ِ .. حالا این بدبختا نه اذیت دارن ، نه شلوغ می کنن، نه سیاه شدن اصلن هیــــچ ! آبجیم میگه اینا فقط دلشون می خواد دندونای مردمُ در بیارن، اگر مشکلی نداری باهاش نرو! مامانم میگه همش چند تا دندون هست که ینج تاشم بکشی؟ دندونات خالی میشه که! دکتر میگه مشکلی ندارن ولی ممکنه بپوسن و بقیه رو هم خراب کنن؛ شما چی میگید؟

+ من خیلی خیلی خیلی وحشت دارم، اینام اصلن اذیت نمی کنن، اونایی که تجربه دارین به نظرتون چی کار کنم؟ بکشم؟ آخه 5 تا دندونُ ؟گریهناراحتافسوس

                 

  

ساعت ۳:٠٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٥ بهمن ۱۳٩۱

کنکوری جات

الآن در وضعیتی هستم که همه منُ دلداری میدن که اگر سخت بوده برای همه بوده .. ناراحتی بعد از کنکور نشونه ی خوبیه ، اونایی که خیلی خوشحال میان بیرون اُسکل ان؛ همه رو بد زدن فکر می کنن رتبه ی یک میشن{#emotions_dlg.e28} .. به قدری بد دادم که اصلا قابل توصیف نیست ، جوابامُ نوشته بودم ولی یادم نیست دفترچم A بود یا کدوم! با چهار تا پاسخ نامه هم چک می کنم جور در نمیاد! یعنی که همه رو غلط زدم! دفترچه ی زبانم چون فرانسه انتخاب کرده بودم جدا بود اونُ یادمه که Bبود ولی کلید سوالی که سنجش برای زبان داده فقط A هست؛فک کنم تو خواب کنکور دادم یا یه چیز دیگه کنکور دادم یا چیزی زدم اصلا! والا:|  حتا الآن جا داره که بخونم : همه چی آرومه ، من چقدر خوشبختم ..

کلا الآن تو قوطی ام .. امیدم دیگه به آزاده فقط! تازه چقدرم میزان انگیزشم بالاس دارم جمع و جور می کنم واسه کانون بخونم!

ادامه جات همین جوری

ادامه مطلب   

ساعت ٤:٠٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٠ بهمن ۱۳٩۱

سیرُ سرکه

در طبقه بندی آدم ها من جزو دسته آدمهای خونسرد ، بیخیال ، بیغ و حتا در مواردی هم سیب زمینی محسوب میشم! شلوغ و پُر سرُ صدا هستم ولی حرصُ جوشی و استرسی نیستم، از اونجایی که چشمم رو خودم عجیب کارساز هست، یک جو استرس زایی داره به من نزدیک میشه :(

پس فردا کنکوره و برخلاف قبل تر ها استرس دارم و حتا این توانایی رو در خودم میبینم که پِغی بزنم زیر گریه! اصلن این حالت خودم در خودم نمی گنجه! دقیقن شدم مثل حالتی که زمان کارشناسی داشتم؛ یعنی این نشونه ی قبولیه؟ :))

می دونم دعای شما همراه دعای بقیه ی اقوام و آشنایان که بهشون سپرده بودم پشت سرمه نیازی به گفتن نیست:پی

ادامه جات

ادامه مطلب   

ساعت ۳:۱٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٦ بهمن ۱۳٩۱

ماههای سرنوشت ساز..

میگن یک ماه آخر کنکور ، سرنوشت سازترین زمانِ برای داوطلب! از اونجایی که داریم به لحظات پایانی نزدیک میشیم، و من خواب رتبه مُ دیدم -گرچه که مد نظرم چیز دیگه ایه :پی- الان در حالتی شبیه خلسه ام و به واقع دارم نهایت تلاشم رُ می کنم! دوستم میگه باید برات مسجل باشه ، ایمان داشته باشی که میشه! میگه من به این اعتقاد واقعی دارم ..راست میگه ،دیده که میگه:دی

هیچ گونه انرژی مثبتی از اطرافیان دریافت نمی کنم، خیلی هم در بندِ تاییدشان نیستم، فقط دلم می خواهد انشاالله بعد از اعلام نتایج احوالی از .. شان هم بپرسم!

+ تقاضا دارم خیلی دعام کنید! لااقل مشغول درس باشم.. از این وضعیت نفرت انگیز و بی انگیزگی رها بشم..

+ مودم هم قاطی کرده بود این چند روز ، عذر خواهی جهت غیبت ها ..

ادامه جات عکسکی ;-)

ادامه مطلب   

ساعت ٢:٤٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ دی ۱۳٩۱

خوشبختی!

عکس ها را از موبایل منتقل می کنم به هارد، همین طور که فایل بندیِ شان می کنم و کج و معوج ها را صاف می کنم نگاهِ شان می کنم، عکس های دسته جمعی، افراد،خنده ها، نگاه ها .. زندگی معقوله ی پیچیده ایست ؛ نمی دانم خوشبختیم یا خودمان را به خوشبختی زده ایم ..؟

 

 

 

 

 

 

ادامه جات بیخودی:-|

ادامه مطلب   

ساعت ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٥ دی ۱۳٩۱
تگ ها :

← صفحه بعد